![]() |
![]() |
|
|
رفتار من عادی است
اما نمی دانم چرا این روزها از دوستان و آشنایان هر کس مرا می بیند از دور می گوید: این روزها انگار حال و هوای دیگری داری! اما من مثل هر روزم با آن نشانی های ساده و با همان امضا همان نام و با همان رفتار معمولی مثل همیشه ساکت و آرام این روزها تنها حس می کنم گاهی کمی گیجم! حس می کنم از روزهای پیش قدری بیشتر این روزها را دوست می دارم و قدر بعضی لحظه ها را خوب می دانم حس می کنم گاهی کمی کمتر گاهی شدیداْ بیشتر هستم! حتی اگر می شد بگویم این روزها گاهی خدا را هم یک جور دیگر می پرستم از جمله دیشب هم من کاملا تعطیل بودم! اول نشستم خوب جوراب هایم را اتو کردم تنها ـ حدود هفت فرسخ ـ در اتاقم راه رفتم با کفشهایم گفتگو کردم رفتم تمام نامه ها را زیر و رو کردم دنبال آن افسانه ی موهوم دنبال آن مجهول گشتم تنها یکی از نامه هایم بوی غریب و مبهمی می داد انگار از لابلای کاغذ تا خورده ی نامه بوی تمام یاس های آسمانی احساس می شد دیشب پس از سی سال فهمیدم که بر خلاف سال های پیش رنگ بنفش و ارغوانی را از رنگ آبی دوست تر دارم! گاهی برای یادبود لحظه ای کوچک یک روز کامل جشن می گیرم گاهی صد بار در یک روز می میرم! گاهی نگاهم در تمام روز با عابران ناشناس شهر احساس گنگ آشنایی می کند گاهی دل بی دست و پا و سر به زیرم را آهنگ یک موسیقی غمگین هوایی می کند اما غیر از همین حس ها که گفتم و غیر از این رفتار معمولی و غیر از این حال و هوای ساده و عادی حال و هوای دیگری در دل ندارم رفتار من عادی است! |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط آخرین معشوق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با من بگو از عشق ای آخرین معشوق
که برای رسوایی دنبال بهونه ام با بوسه ای آروم خوابم رو دزدیدی تو شدی تعبیر این رویای شبونه ام من تو نگاه تو دنیامو میبینم فردای شیرینم نازنین من چشمهای تو افسانه ایست که تمام دارو ندارم بود تقدیر من عشق تو شد که همیشه فکرمحالم بود شبهای تنهایی همرنگ گیسوته آغوشتو واکن با نور مهتابی دلواپسی هامو با خنده ای کم کن که تویی پایان این تردید و بی تابی |
| پیوندهای روزانه |
|
کارپرداز دکتر محمد تقی رادمنش آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
|
RSS
|