![]() |
![]() |
|
|
چو با همراز خود همداستان شد زبان بگشاد و با او همزبان شد |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط آخرین معشوق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با من بگو از عشق ای آخرین معشوق
که برای رسوایی دنبال بهونه ام با بوسه ای آروم خوابم رو دزدیدی تو شدی تعبیر این رویای شبونه ام من تو نگاه تو دنیامو میبینم فردای شیرینم نازنین من چشمهای تو افسانه ایست که تمام دارو ندارم بود تقدیر من عشق تو شد که همیشه فکرمحالم بود شبهای تنهایی همرنگ گیسوته آغوشتو واکن با نور مهتابی دلواپسی هامو با خنده ای کم کن که تویی پایان این تردید و بی تابی |
| پیوندهای روزانه |
|
کارپرداز دکتر محمد تقی رادمنش آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
|
RSS
|